محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
582
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
أبو موساى اشعرى « 1 » هنگامى كه از گشودن شهر درماند ، كژدمهاى زهر - آگين از « نصيبين » در كوزهها بياورد وبه درون دژ پرتاب همى كرد ، تا مدافعان از آن بخستند وشهر خود تسليم دشمن كردند . أصفهان « 2 » : خورهاى نيكو است « قم » و « كرج » نيز در گذشته بخشي از آن مىبود ، ولى برخى از خليفگان آنها را به « رى » و « همدان » پيوستند . هنوز نيز ديوانهاى اين خوره جدا است ، وپيش از ديگران ياد مىشود ، زيرا كه نزد شاهان وفرمانروايان ارجمند است . رى « 2 » : شهري ارجمند ، دلگشا ، باستانى ، فخر آور ، پرميوه ، داراى بازارهاى گشاده ، كاروانسراهاى خوب ، گرمابههاى پاكيزه ، خوراكهاى خوشمزه است . آبش فراوان ، زيانش اندك ، بازرگانيش سودمند ، دانشمندانش گرانمايه ، عوامش زيرك ، زنانش كاردان ، بخشهايش زيبا ، پاكيزه ، مردمش با خرد سبكبار ، زيبا با فضل وادبند . مجلسها ، مدرسهها ، ذوق وهنر ، جايگاهها ، بارگاهها وويژگيهاى ديگر دارد . اندرز گرانش از فقه ، سرورانش از دانش ، محتسبانش از خوشنامى ، سخنرانانش از أدب كمبود ندارند . يكى از مادر شهرهاى افتخار خيز
--> ( 1 ) سردار خونخوار عرب است كه در جنگ صفين به نمايندگى سپاه علي ( ع ) با عمرو عاص مذاكره كرد وفريب خورد امام خود را خلع كرد . أو أصفهان ، قم ، كاشان را براي عمر خطاب فتح كرده بود . طائفهء اشعرى تا سه قرن مالكان اين شهرها ومردم موالى ايشان بودند . در سدهء چهارم بسيارى از مردم منطقه كه هنوز عربى هم نياموخته بودند ، با تبديل « نسبت ولائى » خويش به « نسبت خونى » خود را اشعرى نسبت مىپنداشتند . ( 2 ) چنانكه مىبينيم مؤلف مقدسي أصفهان ورى را تكرار كرده ودربارهء أصفهان پرگوئى نيز كرده است ص 388 پا نوشت 1 .